 
|
درباره مجموعه داستان «فرار» نوشته آليس مونرو/ گريز به دنياي وسيع زنان
آليس مونرو، نويسنده صاحب سبك كانادايي سال هاست كه با ترجمه تك داستان هايي در مجلات ادبي به خواننده ايراني معرفي شده است. مونرو و هموطنش مارگارت ات وود را مي توان نماينده تام و تمام داستان هايي درباره زنان دانست. آن قدر كه مجله ادبي نيويوركر سال 2004 به واسطه داستان «فرا» مونرو را به عنوان نويسنده اي معرفي كرد كه زنان در داستان هايش كاملاملموس و واقعي هستند.مژده دقيقي مترجم كه پيش از اين داستان هاي بسياري را از اين نويسنده به فارسي ترجمه كرده بود، اين بار با انتخابي دقيق مجموعه اي از هشت داستان مطرح و نسبتا بلند اين نويسنده را در كتابي تحت عنوان «فرار» منتشر كرده است. هشت داستان كه در هر كدام از آن ها زني در موقعيتي متفاوت قرار گرفته است، تفاوت هايي كه در نهايت همگي به اشتراكاتي مي رسند، اين كه موقعيت هاي انساني به طرز تكان دهنده اي شبيه هم هستند.زن مسني كه استاد دانشگاه است و در پي مرگ همسر شاعر ناگهان درگير زندگي زن و شوهر جواني مي شود و بعد يك باره منزوي مي شود؟ خانم مسن شيفته همسايه جوان اش كارلامي شود و نمي داند چه طور يك دفعه ديواري حايل ميان كارلاو همسرش كلارك شده است؟مونرو در يكي ديگر از داستان هايش از زني حرف مي زند كه در قطار با مردي آشنا مي شود كه همسرش فوت كرده است، زن اما مي خواهد برود و دلش نمي خواهد جايي ريشه بگيرد، حيران است و دليلي براي اين حيراني ها ندارد. شخصيت هاي مونرو همگي درد مشتركي دارند، انزوايي نهاني كه گاهي وقت ها به شكل افسارگسيخته اي رها مي شود. زني كه با دختر 10 ساله اي ارتباط قلبي عميقي پيدا مي كند، او هم به نوعي به درد خانم مسن دچار است. زن شيفته دخترك شده است، ارتباطي آنچنان عميق كه غيرعادي جلوه مي كند اما زن مي خواهد دختر را تام و تمام براي خودش داشته باشد. دختر جوان ديگري به ازدواج فكر مي كند; مرد موردنظر تمام ايده آل هاي او را در خود دارد و حتي مي تواند دختر را خوشبخت كند اما دختر يك باره با مرد ديگري راهي مكان نامعلومي مي شود.مونرو براي حرف زدن از همين حيراني هاست كه داستان مي نويسد، او در جايي مي نويسد: «داستان هايم را دوست دارم به اين خاطر كه در آن نقش خالق را بازي مي كنم، من دنياي زنان را دوست دارم و مي توانم آن ها را در موقعيت هايي كه ايده آل هستند قرار بدهم اما داستان را به خاطر دفاع از حقوق زنان نمي نويسم و اين واژه اي است كه بسياري از منتقدان در مورد من به كار مي برند.من هرگز از فمينيست ها و درمان گرايي شان بدم نمي آيد، اما شخصيت هاي داستان من در موقعيت هاي زنان جامعه ام قرار مي گيرند و اين به معناي سنگ كسي را به سينه كوبيدن نيست. شايد دليل اين انتخاب ناشي از اين است كه من از درونيات يك زن بي اطلاع نيستم در نتيجه آن را راحت تر دستمايه يك داستان قرار مي دهم. اين به آن معنا نيست كه موقع نوشتن به دنياي عاري از مرد فكر مي كنم، به نظرم موقعيت هايي كه براي زنان داستانم پيش مي آيد يك طرفش مردان هستند و اين موقعيت ميان هر دو مساوي است اما دنياي زنان براي من جذاب تر از چيزي است كه بتوانم در مقابل وسوسه اش مقاومت كنم.»مونرو در مورد شخصيت هاي مرد داستانش هم به شدت موفق عمل مي كند و تصوير آن ها هم كاملاملموس و واقعي ارايه مي شود. مونرو در داستان هاي پيشين اش اغلب نگاهش با معطوف به دختران نوجوان و بحران بلوغ مي كرد، اما اين بار و در اين مجموعه با چرخشي 180 درجه اي مواجه مي شويم.قهرمان اصلي داستان «فرار» زني مسن و تنها است.او از دنياي ساده و عادي حرف مي زند. او زناني از طيف هاي سني مختلف را انتخاب مي كند.روايت هايي گاه آن قدر تلخ كه در عين حال واقعي است و هر زني ناخودآگاهش كاملابا آن آشناست.در واقع «فرار» نخستين داستان اين مجموعه، دو سو دارد; در يكسو استاد مسن دانشگاه و بيوه قرار گرفته و در سوي ديگر دختر جواني كه از شدت دودلي در آستانه فروپاشي عصبي است. سه داستان «اتفاق»، «به زودي» و «سكوت» در واقع به نوعي به هم وصل هستند; روايتي كه از روزمرگي ها و تزلزل هاي اوست. قهرمان اين سه داستان درست به اندازه يك رمان گوياي احوال اوست. او از دنياي دروني ذهن و روان آدم هايش حرف مي زند، او دنياي آدم ها را آنقدر خوب مي شناسد كه خواننده را به حيرت مي اندازد. او به هر آنچه به نظر بي اهميت مي رسد توجه مي كند و اين نكته ها دست آخر تو را به تصوير كامل، واضح و تكا ن دهنده مي رساند و در اين ميان راوي دنياي كل به پيش رفتن اين فضا كمك بسياري مي كند.او از آدم هايي حرف مي زند كه يا خود شما هستيد يا اين كه حتما دور و اطرافتان نمونه هايي شبيه آن ها را ديده ايد، مضامين داستان هاي او به هر جا و هر زماني شبيه هستند.«فرار» نوشته آليس مونرو و ترجمه مژده دقيقي در تابستان 1386 توسط نشر نيلوفر منتشر شده است. كتابخانه زنان : درباره مجموعه داستان «فرار» نوشته آليس مونرو/ گريز به دنياي وسيع زنان
□
دفعات مطالعه اين مطلب: 224 بار
|