ورود اعضا [Sign in]  |  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟
جستجوی پيشرفته مطالب   |
شناسنامه نشريات مطالب همه مجلات مطالب مجلات علمي، پژوهشي مطالب روزنامه ها
   جستجو:    
 
روزنامه شرق 85/2/17: درگذشت فقيه دگرانديش
magiran.com  > روزنامه شرق  >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 855
دوشنبه بيستم شهريورماه 1385



تبليغات




 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 753 17/2/85 > صفحه 1 (صفحه اول) > متن
 
      


درگذشت فقيه دگرانديش
صالحي نجف آبادي نويسنده شهيد جاويد درگذشت

نويسنده: حميدرضا ابك


     آيت الله نعمت الله صالحي نجف آبادي صبح ديروز در بيمارستان بقيه الله تهران در اثر ابتلا به سرطان روده درگذشت. شايد اگر امسال سالي از سال هاي دهه چهل يا پنجاه بود، مي شد اين گزارش را با همان جمله اول پايان برد، او يكي از شهيرترين روحانيون مبارز آن روزگار بود و نامش با نام هاي بزرگان آن روزها گره خورده. همه مي دانستند اين مرد، چه ديني به گردن كساني دارد كه در هياهوي نظريه ها و اعتقادها دل به اسلام بسته اند و حتي براي مبارزه سياسي خويش نيز نيازي به بهره گيري از تئوري هاي غيراسلامي نمي بينند.افكار و انديشه هاي او، صرف نظر از نقدها و تعريض هايي كه در طول چندين سال به آنها صورت پذيرفت، فصلي نو در باب پژوهش هاي ديني و بررسي ميراث سنتي ما گشود. نوشته هايش در ميان علما و انديشمندان و مردم كوچه و بازار دست به دست گشت و انديشه هايش بر سر منابر و در كتاب ها تشريح و نقد شد. وقتي علي شريعتي «شهيد جاويد» او را ديد، گرچه محتوايش را نپسنديد و نقدش كرد اما با تجليلي شگرف از شخصيت صالحي نجف آبادي درباره اثرش گفت: «اين محققانه ترين كتابي است كه تاكنون در اين حوزه ديده ام.» (علي شريعتي، كتاب شهادت) اكبر هاشمي رفسنجاني، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، يك ماه پيش به بيمارستان بقيه الله(عج) رفت تا از پيرمردي عيادت كند كه بسياري از برجسته ترين روحانيون اين سرزمين، به شاگردي اش افتخار مي كردند. هاشمي جايي در مقام توصيف اساتيدش گفته بود: «اساتيد ما البته زياد بودند. ولي آنهايي كه بيشتر روي ما تاثير مي گذاشتند، يكي آقاي منتظري بودند، البته در سطوح بالاتر. در مقدمات [هم] مرحوم سعيدي و آقاياني كه زنده اند صالحي نجف آبادي، آقاي مشكيني، آقاي مجاهد، آقاي سلطاني و آقاي فكور كه واقعاً زاهد و مردان پاكي بودند.» (روزنامه رسالت، مرداد ۱۳۶۸)
    افكار صالحي اما در طول اين چند دهه در معرض نقد جدي بسياري از مراجع تقليد و علماي قم قرار گرفت. بسياري از نام آوران حوزه هاي علميه در باب انديشه هاي او اظهارنظر كردند و همين تبادل نظرها بود كه فضاي فكري سرزمين ما را در مدتي بس طولاني تحت تاثير قرار داد.
    •••
    نعمت الله صالحي نجف آبادي در سال ۱۳۰۲ در نجف آباد اصفهان متولد شد. پانزده ساله بود كه تحصيلات مقدماتي را گذراند، در همان سال به اصفهان رفت و پس از گذراندن دوره ادبيات عرب، به درس حضرات آيات حاج آقا رحيم ارباب و حاج شيخ محمدحسن عالم نجف آبادي (كه دايي اش بود) رفت تا شرح لمعه و رسائل و مكاسب بياموزد. در سال ۱۳۲۵ كه مصادف با اوايل دوران مرجعيت آيت الله العظمي بروجردي بود به قم آمد و نزد ايشان به تحصيل خارج فقه و اصول پرداخت. بهره گيري از محضر آيت الله بروجردي تا پايان عمر ايشان براي صالحي ميسر شد اما او در همان زمان بر سر درس امام خميني(ره) و آيت الله سيدمحمد داماد نيز شركت مي كرد. صالحي نجف آبادي همزمان و به توصيه اساتيد بزرگوارش به تدريس ادبيات عرب، شرح لمعه، رسائل و مكاسب و كفايه پرداخت. حجج اسلام مهدوي كني، هاشمي رفسنجاني، محمدي گيلاني، محفوظي، حسن صانعي، لاهوتي اشكوري، رباني املشي و موسوي يزدي از كساني بودند كه بر سر درس هاي او حاضر مي شدند؛ روحانيون جواني كه هر كدامشان در سال هاي بعد به نام هايي آشنا در فرآيند مبارزه با رژيم پهلوي تبديل شدند. صالحي نجف آبادي شرح منظومه ملاهادي سبزواري و قسمتي از اسفار را نزد علامه طباطبايي گذراند كه بزرگترين استاد فلسفه در آن دوران بود. بعدها نيز چند بار به تدريس منظومه پرداخت. گرچه تقدير براي افكار و ايده هاي او سمت و سويي غير از فلسفه مقدر كرده بود. مدتي پس از به پايان رسيدن تحصيل در درس خارج فقه، صالحي تدريس در اين زمينه را آغاز كرد و به بحث در باب موضوعاتي چون انفال، خمس و از همه مهم تر ولايت فقيه پرداخت. صالحي از ابتداي نهضت امام خميني(ره) از ياران ايشان بود و يكي از كساني بود كه با حمايت بزرگان حوزه علميه قم نقش مهمي در مرجعيت رهبر نهضت انقلابي مردم، امام خميني(ره) داشت. او پس از رحلت آيت الله بروجردي بخش عظيمي از مقلدان ايشان را به تبعيت از امام خميني(ره) ترغيب كرد. پس از فوت آيت الله حكيم هم يكي از افرادي بود كه در پاسخ به پرسش هاي طلاب در باب مرجعيت شيعيان، امام خميني(ره) را به عنوان مرجع معرفي كرد. شايد به دليل همين ارتباط بود كه امام خميني(ره) طي نامه اي اجازه تصدي امور حسبيه و تصرف در وجوه شرعيه و اخذ سهم از مسلمين را به صالحي نجف آبادي اعطا كرد.صالحي نجف آبادي به دليل سوابق مبارزاتي اش، مدتي را در زندان شاه به سر برد و پس از آن در سال ۱۳۵۲ از نجف آباد به قم منتقل و سپس تبعيد شد. سال اول را در ابهر زنجان، سال دوم را در تويسركان و سومين سال را در مهاباد گذراند. صالحي نجف آبادي در سال هاي پس از انقلاب نيز به تدريس و تاليف مشغول بود.
    •••
    «شهيد جاويد» مهمترين كتاب صالحي نجف آبادي است. اين كتاب كه در سال ۱۳۴۹ منتشر شد در واقع بسط ايده آلي بود كه نخستين بار در مقالات صالحي در سالنامه معارف جعفري در سال ۱۳۴۷ مطرح شده بود. شهيد جاويد تحقيقي بود درباره اهداف و ماهيت قيام امام حسين(ع). تاكيد صالحي نجف آبادي در اين كتاب بر بعد سياسي- اجتماعي و عقلاني واقعه عاشورا دستمايه بسياري از تحليل هايي شد كه انقلابيان مسلمان در مبارزات شان از آن بهره جستند. اما برخي فرازهاي اين كتاب و شايد رويكرد خاص صالحي به مسئله عاشورا با مخالفت و نقد جمع كثيري از علمايي نظير آيت الله صافي گلپايگاني، آيت الله رفيعي قزويني و آيت الله فاضل روبه رو شد. شهيد مطهري نيز نقد كوتاهي بر اين كتاب نگاشت كه البته صالحي بعدها به نقدهاي اين علما پاسخ گفت. اما به هر حال بحث و تبادل نظر در باب مفاهيم و ايده هاي مطرح شده در اين كتاب، هنوز هم ادامه دارد؛ حتي اگر نامي از صالحي نجف آبادي برده نشود. كتاب هاي صالحي نجف آبادي در سال هاي پس از انقلاب بارها تجديد چاپ شدند. گرچه در برخي موارد مخالفت هاي بسياري هم با انتشار اين كتاب ها صورت پذيرفت. منتقدان اين كتاب ها استدلال مي كردند كه نگاه صالحي به مفاهيم ديني در برخي موارد به انكار مسلمات دين اسلام و مذهب تشيع انجاميده است و از اين رو شايسته ترويج نيست.«عصاي موسي» در واقع پاسخ هاي صالحي نجف آبادي است به منتقداني كه در طول دو دهه به نقد افكار او پرداخته بودند. «ولايت فقيه، حكومت صالحان» هم حاصل درس هاي خارج صالحي بود.
    «جمال انسانيت» يا تفسير سوره يوسف، «قضاوت زن در فقه اسلامي» كه سروصداي زيادي برانگيخت و حاوي ايده هاي متفاوتي در باب جايگاه زن از ديدگاه فقه اسلامي بود، «پژوهشي جديد در چند مبحث فقهي» طهارت كافر، اجتهاد بسته و باز و... از ديگر كتاب هاي صالحي نجف آبادي اند. (همه اين كتاب ها را در سال هاي پس از انقلاب انتشارات اميد فردا به همراه كتاب شهيد جاويد منتشر كرده است.) از صالحي نجف آبادي كتاب هاي ديگري هم منتشر شد. انتشارات كوير كتاب «غلو (درآمدي بر افكار و عقايد غاليان در دين)» و كتاب «حديث هاي خيالي در مجمع البيان» را از او منتشر كرد.صالحي كتابي هم در نقد «حماسه حسيني» شهيدمطهري نگاشت كه آن كتاب را هم انتشارات كوير منتشر كرد. كتاب «جهاد در اسلام» كه مبتني بر جايگاه و نقش جهاد در تفكر اسلامي از ديدگاه صالحي نجف آبادي بود هم از سوي نشر ني منتشر شد. صالحي نجف آبادي كه در دوره اي از سال هاي پس از انقلاب به نظارت بر انتشار يكي از تفسيرهاي قرآن كريم مشغول بود، ترجمه اي از قرآن كريم نيز ارائه كرد كه هنوز منتشر نشده است. اقدام انتشارات كوير براي انتشار اين ترجمه به دليل مالكيت معنوي آن توسط ناشري ديگر به جايي نينجاميد. گرچه آن ناشر نيز تاكنون به انتشار اين ترجمه اقدام نكرده است.
    •••
    امروز صبح جنازه پيرمرد از باغ فيض پونك تشييع مي شود تا فردا در نجف آباد به خاك سپرده شود. قضاوت درباره جايگاه و نقش انديشه هاي صالحي نجف آبادي را هنوز هم بايد به تاريخ سپرد. اما شايد هيچ كس نتواند انكار كند كه تلاش او براي بهره گيري هرچه دقيق تر از مفاهيم عقلاني در مواجهه با مواريث ديني در نوع خود بي نظير و منحصر به فرد بود. از اين رو است كه شايد بايد او را از تابعين شيخ مفيد از بنيادگذاران عقلگرايي در فقه و كلام اسامي دانست. دقت بي نظير و پشتكار صالحي نجف آبادي صرف نظر از نتايج دستاوردهايش مي تواند نمونه اي از كار يك عالم ديني در عصري باشد كه مردمش به تن آسايي و راحت طلبي خو كرده اند. اصرار او بر انديشه هايش و جديتي كه در بررسي و پاسخ نقدهاي موجود به خرج مي داد، از صالحي نجف آبادي تصوير دانشمندي را برساخته بود كه پاسباني ساحت انديشه را برتر از هر نزاع و جنجالي مي دانست كه قرار بود برايش نام و ناني به ارمغان بياورد.
    •••
    اول بار كه براي انجام مصاحبه اي به ديدنش رفتم عزمم را جزم كرده بودم تا به گونه اي سخن بگويم كه پيرمرد گوشه نشين را نرنجانم. چنان به اوضاع و احوال زمانه و زير و بالا كردن مخاطبش مسلط بود كه ديدار اولمان تبديل به جلسه اي براي محك زدن جواني شد كه ادعا مي كرد با انديشه هاي او آشنا است. ساده و صميمي چنان بر مخده هاي قديمي همان خانه پسرش در باغ فيض تكيه زده بود كه بيگانه اگر بودي نمي توانستي باور كني روزي روزگاري يكي از مهمترين دلمشغولي هاي انديشمندان اين سرزمين پيگيري و بررسي آرا و افكار او بوده است. مصاحبه كه منتشر شد قرار گذاشتيم تا حاصل زندگي او را به روي كاغذ بياوريم و زندگينامه اش را منتشر كنيم. قرار كار، آنقدر به تاخير افتاد كه مصادف با بيماري لاعلاج او و بستري شدن هاي مكررش شد. از صالحي نجف آبادي زندگينامه اي به جاي نماند و اين هم شايد تقدير مردي بود كه هرگز نمي خواست خودش از خودش بگويد. خدايش رحمت كند.
    • منتقدان صالحي نجف آبادي
    اما درباره صالحي نجف آبادي نگاه هاي متفاوت و انتقادي نيز وجود دارد،يكي از اين نگاه ها ديروز در سايت بازتاب منتشر شد و اين سايت مقاله اي از رسول جعفريان محقق و مورخ را منتشر كرد كه در پي مي خوانيد.
    بازتاب:خبر درگذشت حجت الاسلام والمسلمين نعمت الله صالحي نجف آبادي بسيار محدود انتشار يافت. هرچند عيادت چندي پيش آقاي هاشمي رفسنجاني از وي نام وي را اندكي در رسانه ها مطرح كرد. طي سال ها نام اين نويسنده روحاني همراه با كتاب معروف او با عنوان شهيد جاويد است كه طي تقريباً يك دهه پيش از انقلاب موجي از اختلاف نظرها را در كنار بحث از شريعتي و پاره اي از مسائل ديگر ميان نويسندگان و خطيبان و روحانيون پديد آورد و دامنه آن به سال هاي پس از انقلاب هم كشيده شد. آقاي صالحي به جز شهيد جاويد مطالب ديگري هم در قالب مقاله و كتاب، پيش و پس از انقلاب نوشت كه كمابيش مورد انتقادهايي قرار گرفت اما شهرت او به دليل نگارش همين كتاب بود. مقاله او درباره محل شهادت امام علي (ع) كه در شماره چهارم سال هشتم مجله مكتب اسلام چاپ شد همان زمان مورد انتقاد قرار گرفت و در شماره پسين، مطلبي در انتقاد از آن درج گرديد. بيشتر آن نوشته ها چنان نشان مي داد كه آقاي صالحي تمايل دارد از آنچه خود غلو مي داند پرهيز كند و البته او تعريف خاص خود را از غلو داشت. گفتني است كه يكي از آثار او «ولايت فقيه، حكومت صالحان» (تهران، رسا، ۱۳۶۳) بود كه وي اعتقاد داشت مطالبش روي ديدگاه برخي از كساني كه در تدوين نظريه ولايت فقيه در خبرگان نقش داشتند، تاثير داشته است.ما چه با ديدگاه هاي او موافق باشيم چه مخالف، بايد توجه داشته باشيم كه اين افكار در جامعه مذهبي معاصر ما نقش خاص خود را داشته و بررسي و مرور بر آنها مي تواند براي ما عبرت آموز باشد. داستان شهيد جاويد از آن جمله است. شايد در آن داستان، هيچ چيزي شيرين تر از موضع سكوت امام خميني در برابر آن هياهوي شگفت نباشد كه سبب از ميان رفتن همه بازتاب هاي منفي آن ماجرا شد و نقشه هاي ساواك را خنثي كرد.بخشي از كتاب «جريان ها و سازمان هاي مذهبي سياسي ايران در فاصله سال هاي ۱۳۵۷ _ ۱۳۲۰» است كه ضمن آن مروري بر ديدگاه هاي اساسي مولف و بازتاب هاي انتشار اين كتاب در سال هاي پيش از انقلاب و پس از آن شده است.
    • نعمت الله صالحي نجف آبادي و شهيد جاويد
    نعمت الله صالحي نجف آبادي به عهد جواني و ميانسالي، از فضلا و مدرسان رسمي ادبيات در حوزه علميه قم بود و شاگرداني داشت كه بسياري از آنان همچنان در قيد حياتند. وي همزمان كه برخي از هم دوره اي ها به نگارش مقالاتي در نشرياتي چون حكمت و سپس مكتب اسلام و معارف جعفري روي آوردند، دست به قلم برد و مقالاتي نوشت و به تدريج به عرصه نويسندگي در حوزه معارف اسلامي وارد گرديد. نخستين مقالات وي درباره امام حسين (ع) كه بعدها بخشي از كتاب شهيد جاويد شد، در سال ۱۳۴۷ در سالنامه معارف جعفري به چاپ رسيد. اندكي بعد اين تحقيقات او در باب امام حسين (ع) كه مدعي بود هفت سال تمام براي آن زحمت كشيده است، ابتدا با عنوان مرد صلح و دفاع خونين و سپس با عنوان شهيد جاويد چاپ شد. همان زمان، به دلايلي كه به مقدار زيادي جنبه سياسي نيز داشت، برخي از فضلاي وقت از جمله : آيات منتظري و مشكيني بر آن تقريظ نوشته و آن را تائيد كردند. اين در حالي بود كه بسياري از نويسندگان سنتي حوزه، و نيز مراجعي مانند آيت الله العظمي گلپايگاني و آيت الله العظمي مرعشي نجفي، بلافاصله پس از انتشار آن از در مخالفت با اين كتاب درآمده و آثار متعددي در رد بر آن نوشتند. مرحوم آيت الله گلپايگاني كه بيشترين تلاش را در جلوگيري از چاپ اين كتاب داشت، برابر طلاب معترض اصفهاني كه به خاطر اهانت روضه خوانان قم به آقاي مشكيني در خانه آقاي گلپايگاني آمده بودند، گفت : «صالحي چند سال قبل كتاب را آورد نزد من و اجازه چاپ خواست . من با دقت خواندم، ديدم صلاح نيست و اجازه ندادم . صالحي گفت : اگر آقاي صافي گفت چاپ نكن، چاپ نمي كنم، ايشان هم مطالعه كرد و صلاح ندانست . ولي ناگهان شنيدم چاپ كرده . هر كس مقلد من است حرام است اين كتاب را بخواند». بسياري از منبري هاي شهرهاي مختلف از جمله شهر قم و به ويژه اصفهان بر ضد آن سخن گفتند. موضع گيري برابر شهيد جاويد به دو نگره موجود در اين اثر كه به عنوان نكته اي در ظاهر بديع مطرح شده بود، باز مي گشت . يكي از مهم ترين آنها اين بود كه مولف كتاب، در مبحث هدف امام حسين عليه السلام از قيام عاشورا به تقويت اين نظريه پرداخته بود كه امام حسين (ع ) در پي تشكيل حكومت بوده است .طرح اين مسئله براي انقلابيون بسيار جذاب بود و به همين دليل بود كه صرف نظر از برخي نكات ديگر، آنان به دفاع از اين كتاب پرداختند. اما مخالفت هايي كه با اين كتاب مي شد، تنها معطوف به اين بحث نبود - كه البته شامل آن هم بود - بلكه بيشتر به مسئله علم امام و دايره آن بر مي گشت . مولف از اين نظريه حمايت كرده بود كه امام حسين (ع ) گرچه به طور كلي خبر از شهادت خود داشته است، اما اين كه شهادت ايشان در اين سفر خواهد بود يا نه، از آن آگاهي نداشته است .اين مسئله از سوي جناح هايي در حوزه كه گرايش به اثبات نظريه علم امام به صورت جزيي و كامل داشتند، قابل تحمل نبود. بنابراين به مخالفت با كتاب و مولف آن برخاستند. در ميان اين دو مسئله، يعني ۱- بحث از حكومت اسلامي به عنوان هدف امام حسين (ع ) و ۲- بحث از علم امام، مولف يعني صالحي نجف آبادي به هر دو جهت علاقه مند بود، اما با توجه به كارهايي كه وي در زمينه غلو انجام داده بود، به نظر مي رسيد حساسيت او روي بحث علم امام بيشتر بود. به خصوص كه معتقد بود بدون آن بحث، نكته اول كه اثبات هدف گرفتن حكومت براي نهضت عاشورا باشد قابل اثبات نيست. زيرا قابل تصور نيست كسي دنبال گرفتن حكومت باشد و همزمان بداند كه كشته مي شود. نوشتن تقريظ دو نفر از روحانيون انقلابي قم _ منتظري و مشكيني - بر اين كتاب، سنتي هاي حوزوي را برابر انقلابيون قرار داد و زمينه را براي عميق شدن فاصله اينان كه شرايط ديگرش هم از جمله باوريك گروه به مرجعيت آيت الله خويي و ديگري به مرجعيت امام بود، فراهم بود، آماده ساخت . به تعبير آقاي آيت الله طاهري خرم آبادي، تقريظ نويسي آن دو نفر بر اين كتاب، بهانه اي براي كوبيدن انقلاب و راه و هدف امام شد.
    از سوي ديگر شماري از انقلابي ها هم حتي اگر با محتواي كتاب مخالف بودند، اما براي آن كه ضربه اي به نهضت وارد نشود، ناچار به حمايت لفظي از كتاب بودند. تصور اينان مبتني بر اين بود كه كوبيدن اين كتاب، به نوعي كوبيدن آقايان منتظري و مشكيني است و كوبيدن آنان هم به معناي كوبيدن انقلاب است . در همان حال، ادامه اين جدال سبب شد تا شماري از انقلابي ها هم به خاطر حفظ باورهاي مذهبي خود، كه معمولاً در كلمه «ولايت» خود را نشان مي داد، از صف مبارزه جدا شدند.
    اكنون امام، از اين زاويه مورد حمله بود كه پيروان انقلابي وي به علم امام اعتقاد ندارند. اين در حالي بود كه مسئله اين گروه بيشتر روي نكته اول يعني هدف امام حسين (ع ) در تشكيل حكومت بود نه بحث علم امام . در اين ميان رژيم پهلوي تلاش مي كرد تا از جناح غير انقلابي حمايت كند و در مجموع از شهيد جاويد وسيله اي براي از ميدان به دركردن امام و روحانيون انقلابي استفاده كند و مهم تر آن كه دو گروه را به جان هم بيندازد. چاپ كتاب يا نقدهاي آن از سوي ساواك و توزيع آنها، وسيله اي براي رسيدن به همين هدف بود.
    زماني كه ساواك درصدد نهايت بهره برداري از اين كتاب و اختلافات پديد آمده در اطراف آن بود، و بسياري آلوده به آن شده بودند، سكوت امام در برابر آن، يك سياست اصولي و حساب شده به نظر مي آمد. با اين حال، بخشي از انقلابي هاي ايران از روحاني و غير روحاني، به طور معمول از كتاب دفاع مي كردند. در همين حال، شماري از انقلابيون به توهم آن كه انقلابي ها از كتاب دفاع كرده و درصدد گسترش انديشه هاي وهابي در ايران هستند، به خصوص كه همان زمان مسائل مربوط به حسينيه ارشاد و سيد ابوالفضل برقعي هم طرح شده بود، به تدريج از كار انقلابي دست برداشتند.
    صالحي نجف آبادي پس از انقلاب اسلامي، كتابي تحت عنوان توطئه شاه بر ضد امام خميني «يا نيرنگ هاي سياسي ساواك عليه حوزه علميه » نوشت و ضمن آن با اسنادي كه از ساواك به دست آورده بود، كوشيد تا جنبه هاي سياسي اين مسئله را با ابعاد ديني و مذهبي آن در آميزد. آنچه كه از نظر فرانگر امام در آن برهه قابل توجه بود، مذموم بودن نفس اين اختلاف و اشاره به تحريكاتي بود كه رژيم براي سرگرم كردن روحانيون در اين ماجرا صورت مي داد. مويد نظر امام آن بود كه ساواك در ارديبهشت سال ۵۰ دستور داد بيست هزار جلد از كتاب شهيد جاويد چاپ شود تا در تفرقه موثر باشد.
    دستور صريح مقدم به ساواك قم اين بود: خواهشمند است دستور فرماييد به نحو غيرمستقيم و به طور غير محسوس بدون اين كه نامبرده متوجه شود، تسهيلاتي جهت تجديد چاپ كتاب شهيد جاويد فراهم آورند. طبعاً دستور چاپ رديه ها نيز همزمان داده مي شد. ساواك در گزارشي هم پيرامون درگيري دو گروه طرفدار و مخالف شهيد جاويد نوشت : به فرض آن كه بين دو جناح موجود درگيري ايجاد شود، به مصلحت است كه بدواًً دستگاه هاي انتظامي محل دخالت ننمايند و حتي به اختلافات موجود دامن زده تا بتوان بهره برداري لازم را نمود.
    در سند ديگري از ساواك آمده است : «خواهشمند است دستور فرماييد در مورد تضعيف طرفين (طرفداران خميني و گلپايگاني ) ترتيبي اتخاذ گردد كه اختلاف موجود در اين زمينه گسترش يافته و بهره برداري هاي لازم از اختلاف مذكور كسب گردد و نتيجه را اعلام فرماييد.»
    بر اين نكته بايد تاكيد كرد كه ميان عامه طلاب، دفاع از شهيد جاويد نوعي دفاع از حركت انقلابي به حساب مي آمد - كما اين كه نسبت به شريعتي وضعيت چنين بود- اين در حالي بود كه در سطحي بالاتر، فضلاي برجسته حوزه، حتي بسياري از كساني كه انقلابي بودند، با شهيد جاويد مخالفت مي كردند. براي نمونه مي توان به رديه آقاي آيت الله فاضل و مرحوم اشراقي- داماد مرحوم امام- اشاره كرد. گفته شده است كه همان ايام، در عين حال كه امام موضع سكوت اختيار كرده بود، مرحوم حاج آقا مصطفي خميني روزها، بعد از اتمام درس امام در بيروني منزل، مطالب كتاب شهيد جاويد را مطرح و نقد علمي مي كردند.
    آنچه مسلم است اين كه كتاب شهيد جاويد اختلاف زيادي بين علما و فضلا ايجاد كرد. براي مثال، آقاي منتظري كه به خاطر تمجيد از شيخ حسين لنكراني با ايشان رفيق شده بود، بر سر همين كتاب اختلاف نظر پيدا كرده و ميانشان دوئيت و تندي جدي پديد آمد.
    از سوي ديگر، اين تصور كه انديشه شهيد جاويد براي طرح حكومتي كردن نهضت امام حسين (ع) در انقلاب تاثير داشته، به نوعي ديگر محل ترديد واقع شده است . در واقع انديشه شريعتي و هاشمي نژاد در باب شهادت و طرح شهادت به عنوان هدف اصلي امام حسين عليه السلام، در ايجاد جريان هاي انقلابي پيش از انقلاب تاثير داشت و اين به دليل شرايط خاصي بود كه در آن روزگار بر وضعيت مبارزه با رژيم حاكم بود. تعبيرهايي مانند «ماه پيروزي خون بر شمشير» كه درباره محرم به ويژه در سال ۵۷ شايع گرديد، نشان از اين تفكر دارد.
    به هر روي، طي سال هاي ۱۳۴۹ و ۱۳۵۰ محافل مذهبي و روضه اي قم، همگي به اين كتاب حمله كرده و چهره هاي زيادي از نويسندگان با مراتب علمي مختلف به نقد اين كتاب پرداختند. گاه از سوي مخالفان، تلاش مي شد تا نويسنده اين اثر نيز به نوعي متاثر از گرايش هايي كه تحت عنوان «وهابي» از آنها ياد شده و پيش از اين شرحي درباره آن داديم، معرفي شود. آقاي منتظري در اطلاعيه اي كه از محل تبعيد خود در طبس در سال ۱۳۹۳ ق ۱۳۵۲ ش در ارتباط با اختلاف بر سر كتاب شهيد جاويد نوشت، از اختلافات ايجاد شده ميان علما و فضلا اظهار نگراني كرد. «اخيراً در قم و تهران و اصفهان و برخي نقاط ديگر، اتهام سني گري و وهابي گري نسبت به عده اي از علما و فضلاي بي گناه سر زبان ها افتاده و كار به جايي رسيده كه حتي دايه هاي مهربان تر از مادر هم گاهي به اسم دفاع از ولايت و تشيع حرف هايي مي زنند و كارهايي انجام مي دهند.»
    نكته جالب اين است كه پس از قوي شدن برخي از گرايش هاي اينچنيني در ارتباط با حركت هاي شبه وهابي، نامه اي از امام در اين باره رسيد. آقاي منتظري با اشاره به اين كه اين نامه را كسي در زندان به او داد مي گويد كه آن را پنهان كرده و به هيچكس نشان نداده است «نامه را گذاشتم زير تشك و آن را به هيچ كس بروز ندادم و تعجب كردم كه آيت الله خميني چطور در اين شرايط اين نامه را نوشته اند»!!
    به احتمال قوي اين نامه مي توانسته است به نوعي براي بازداشتن آيت الله منتظري در حمايت از كتاب شهيد جاويد بوده باشد.
    به هر روي، يكي از اهداف اصلي كتاب، سياسي كردن نهضت عاشورا بود كه بعدها در انقلاب اسلامي، مورد توجه و تأكيد قرار گرفت . اين در حالي بود كه در تفكر سنتي موجود ميان توده هاي مردم، به اين جنبه عاشورا توجهي وجود نداشت و تنها بعد معنوي و عرفاني آن مورد نظر بود. در اين ميان مخالفت استاد مطهري با برخي از مطالب كتاب را مي بايست خارج از اين چارچوب تفسيركرد. در آنجا مخالفت، نه با بعد سياسي كردن نهضت عاشورا، بلكه با اظهار برخي از مطالبي بود كه به نظر استاد با ديدگاه هاي معمول در تاريخ و جامعه تشيع تطبيق نمي كرد.
    انتقادات ديگري نيز در آثاري كه در نقد شهيد جاويد از سوي كساني مانند آيت الله صافي و ديگران نوشته شد، براين كتاب وارد گرديد.
    بسياري از كساني كه بر شهيد جاويد به نوعي رد نوشتند، در شمار عالمان بنام آن وقت بودند. از آن جمله مي توان به اين افراد اشاره كرد: آيت الله رفيعي قزويني در يك متن دو صفحه اي،علامه طباطبايي در رساله بحثي كوتاه درباره علم امام ، آيت الله فاضل و مرحوم اشراقي در كتاب پاسداران وحي ، سيد احمد فهري زنجاني در كتاب سالار شهيدان، آقاي سيد محمد مهدي مرتضوي در كتاب يك تحقيق عميق تر در موضوع قيام امام حسين (ع )، رضا استادي در كتاب بررسي قسمتي از كتاب شهيد جاويد (و شرح مفصل ديدگاه هاي ايشان و ديگران را در كتابي كه اخيراً با نام سرگذشت كتاب شهيد جاويد نوشته اند، ملاحظه فرماييد) همين طور آيت الله صافي گلپايگاني در كتاب شهيد آگاه . كتاب اخير مفصل ترين و عالمانه ترين نقدي است كه بر شهيد جاويد نوشته شده و به همين دليل مولف شهيد جاويد پاسخ نقد وي را در اين اواخر، ضميمه چاپ هاي بعدي شهيد جاويد كرد.
    ديگر آثاري كه آقاي استادي در رد بر شهيد جاويد ذكر كرده اند، عبارت است از: پرتوحقيقت سيدمحمد نوري موسوي (اصفهان حسينيه عماد زاده در ۴۸ صفحه )، جزوه آيت الله حاج شيخ محمد كرمي (ضميمه جزء دوم شرح نهج البلاغه وي )، حسين و پذيرش دعوت محمدتقي صديقين اصفهاني (انتشار در سال ۱۳۵۱)، يك بررسي مختصر پيرامون قيام مقدس شهيد جاويدحسين بن علي (ع ) (از سه نفر از فضلاي حوزه قم : محمدحسين اشعري، حسين كريمي و سيدحسن آل طه )، راه سوم شيخ علي كاظمي (قم، ،۱۳۹۱ در ۱۲۸ صفحه )، مقصدالحسين ميرزاابوالفضل زاهدي قمي (قم، ،۱۳۵۰ ۵۶ صفحه)، افسانه كتاب (نقد شهيد جاويد) عطايي خراساني (بخشي از كتاب ۴۴۰ صفحه اي او)، دفاع از حسين محمدعلي انصاري (قم، ۶۳۰ صفحه)، جواب او از كتاب او! (عبدالصاحب محمدمهدي مرتضوي لنگرودي ۲۸۸ صفحه)، كتاب هفت ساله چرا صدا درآورد (شيخ علي پناه اشتهاردي ۴۴۰ صفحه)، سالار شهيدان حسين بن علي سيداحمدفهري (۴۰۲ صفحه)، پاسداران وحي، (شهاب الدين اشراقي و محمد فاضل لنكراني ۴۵۶ صفحه)، شهيد آگاه صافي گلپايگاني (قم، ۱۳۹۳ ق ). آيت الله استادي درباره هر يك توضيحاتي به دست داده يا بخشي را نقل كرده است .
    بر آن كتاب ها بايد جزوه كوچكي را هم كه با عنوان عقده گشوده (پيرامون كتاب شهيد جاويد) توسط حاجي شيخ جعفر صبوري قمي (مقيم كاشان ) چاپ شده است، افزود: در جريان اوج گيري مخالفت ها با كتاب شهيد جاويد، آقاي صالحي دست به اقدامات مختلفي براي تائيد كار خود زد كه از آن جمله اطلاعيه اي بود كه ضمن آن موافقت آقاي مطهري را با انتشار آن كتاب اعلام كرده بود. وي در اين اطلاعيه از قول آقاي مطهري آورده بود كه پيش از انتشار كتاب را ديده و گفته است كه اينها مباحث خوبي است . بعد از انتشار آن اطلاعيه، آقاي مطهري اعلام كرد كه از اين جهت كه آقاي صالحي بحث از عاشورا را به يك مسير علمي انداخته با آن موافق است، اما با نتيجه گيري هاي او موافقت ندارد.
    نويسنده شهيد جاويد، كتابي با عنوان عصاي موسي در نقد نقدها نگاشت كه در سال ۵۵ ش توسط كانون انتشار چاپ شد. پس از آن با فشار رژيم پهلوي، صفحاتي از آن عوض شده با نام راه اعتدال و با اسم مستعار عبدالله مظلوم چاپ شد كه همان نيز اجازه توزيع نيافت .
    استاد مطهري نقدهاي كوتاهي در حاشيه نسخه اي از شهيد جاويد نوشت كه بعدها به چاپ رسيد و صالحي نجف آبادي براي نقدهاي ايشان نيز پاسخي نگاشت . آقاي يزدي براساس آنچه در خاطراتش اظهار كرده است بخشي از كتاب حسين بن علي را بهتر بشناسيم به رد اين كتاب اختصاص داد. ايشان در اين كتاب به بخشي از بازتاب هاي مسئله شهيد جاويد در حوزه علميه پرداخته اند. از جمله سخنراني آقاي آل طه كه ضمن آن گفته بود كه براي مخالفت با اين كتاب بايد كفن پوشيد و راه افتاد. آقاي يزدي متني را از آقاي صالحي گرفت كه به نوعي اصلاح و بازنگري در نظرياتش بوده و آن را در جلسه اي كه وعاظ قم با آيت الله گلپايگاني داشتند مطرح كرد. اين ماجرا در كاهش تنش مؤثر بوده و برخي از وعاظ را قانع كرده است .
    حميد عنايت با ارائه تحليلي از آثاري كه در چند دهه پيش از انقلاب اسلامي درباره امام حسين عليه السلام نوشته اند، در مرحله اخير به كتاب شهيد جاويد اشاره كرده و با اشاره به تلاش وي در طبيعي تصوير كردن واقعه كربلا، از تلاش مولف در پرهيز از توصيف هاي فوق طبيعي و رمانتيك و اغراق آميز نسبت به حادثه كربلا ياد كرده است . وي به اختلاف نظر مولف درباره علم امام با آنچه كه به عنوان حديث و اعتقاد در جامعه تشيع بوده، اشاره كرده و مي نويسد: اين موضع نجف آبادي در نهايت «آسيب پذير است ؛ چرا كه اين رد و انكارش، شايد آگاهانه، با منابع دست اول شيعه در اين زمينه، يعني مجامع معتبر و مفصل كليني، طوسي و شيخ صدوق » سازگار نيست.
    
    
    درگذشت فقيه دگرانديش / صالحي نجف آبادي نويسنده شهيد جاويد درگذشت حميدرضا ابك
    




    دفعات مطالعه اين مطلب: 873 بار
      

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

تبليغات
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
كيهان
ساير روزنامه ها را در سايت هاي اختصاصي شان مطالعه نماييد.
 پيشخوان
Iranian Endodontic Journal
متن مطالب شماره 1 (پياپي 51)، Winter 2010را در magiran بخوانيد.

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1389-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.

توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.
 
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655

فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوی اخبار و مطالب منتشر شده در نشريات اطلاعی نداريم!

توصيه می کنيم هنگام استفاده از اين سايت یه ويژه در هنگام جستجو از مرورگر IE استفاده کنيد.